آغاز دهه
...
ادامه
بدون عنوان
...
ادامه
كوهپايه
...
ادامه
عصر
جمعه اول خرداد بادبادک پرانی...
ادامه
کمی نزدیک تر
Yerevan, Republic square...
ادامه
اینجا، ارمنستان
Ararat Republic Square – Government house Republic Square – National Gallery Cascade Saint epistmem church Edjmiatzin church Hairavank Monastery Geghard Sevan Lake Garni Temple...
ادامه
كودكانه- هفت
روزهاي آخر سال در دهكده كوهستاني شمالي...
ادامه
روزهایی هست که در آن متولد میشوم و همه ی زیبایی های دنیا برایم میشوند زیباترین چرخش ها و رنگ ها و همه ی قرمز ها و سبزها آن گردنبند سبز آن جلیقه قرمز سر انگشتان تو پامچالها و مریم های سفید تو کپنهاگ و دو قدم این ور تر برای لحظه های سفر و سکوت من مدادها و...
ادامه
ايرتيكا
ايرتيكا شاگرد هندي ام چهار ماهه كه من و اين كودك سه ساله به زباني غير از زبان مادريمان با هم نقاشي ميكنيم. سرما برايش شگفت انگيز است و چهره اش حتما ديدني خواهد بود وقتي اولين برف در اين دهكده ي كوهستاني ببارد....
ادامه
دِی دِ لِی
خوزنکلا- چالوس صبح هایی هست که زیر چتر صورتی بر کوهپایه ی دهکده ی شمالی به صدای تق تق باران و نوای دل تاب می خوری. ظهر هایی هست که هفتاد دست کوچک هفتاد درخت سرخ و زرد پاییزی با مهر و رنگ و کاغذ رنگی می سازد. عصرهایی هست که گرمای مهر خانه و طعم شیرین کیک آناناس...
ادامه
هفت و چهل دقیقه
طلایی دهکده کوهستانی شمالی آسمان آبی...
ادامه
کودکانه- شش
رومینا- شش ساله روز جهانی کودک A dream came true...
ادامه
کودکانه- پنج
...
ادامه
باغ سیب
خانه ی یک روزه ی تو شاید برگهای درختان سیب باغ رودبارک باشد...
ادامه
سمیرا
نمایشنامه ی سه دقیقه ای ات را که حالا شده چهار دقیقه برایم می خوانی و من لابلای کلماتت و لابلای سکوت هایت قدم می زنم. می دانی ... آن دفتر قرمزت انگار به من می گوید پر از راز است و انگار که دل من بخواهد کودکی کند و شیطنت و یک شب که تو خوابی ... بیش...
ادامه
کودکانه - چهار
چهارشنبه ی بارانی تهران آموزشگاه چاوش سازشناسی کودک : پیانو...
ادامه
Foliage
روستایی حوالی چالوس - امروز...
ادامه
اردی بهشت آبی
اردی بهشت یعنی همه تولد و مرگ و تولد کار و رنگ و کودک یعنی دیدن دستهای رنگین یاسمین و آبی غلیظ نگین و زردی پاستل فرناز یعنی خاطره ی یک ساعت با ناتالی و لبهای کودکانه ماهی + بدرقه ی راه مرجان بهرامی بیست و نه ساله که قلبش ایستاد اما به همه ی ما هر شب پیامی...
ادامه
کودکانه- سه
امروز/تهران/کلاس ارف...
ادامه
کودکانه - دو
...
ادامه
خانه ی من 6
جاده هراز - حوالی آمل از مجموعه ی خانه ی من...
ادامه
بهاران
مادربزرگ شب سال نو خواب می بیند که سر کلاس مدرسه دیر رسیده. خانم معلم دعوایش کرده ... مادربزرگ بیست ساله که بوده معلم کلاس اول بوده . مادربزرگ انوشیروان روحانی را که در رنگارنگ می بیند بهش افتخار میکند چون شاگردش بوده . مادربزرگ دیروز مشکی اش را درآورده. مشکی روز اول عید شگون ندارد......
ادامه
تخم مرغ رنگی من
شب سال نو سارافن قرمز گردش رنگ ها روی تخم مرغ ترانه های فرانسوی سبزی پلو ماهی پیراهن صورتی کادوپیچ های رنگی طنین دلنشین شاتر دوربین بوم های سفید شادی حلقه ی پنج نفری...
ادامه
نو
شهر نو، خانه نو ، امید نو رویای نو، شغل نو لذت من نو طرح نو رنگ نو کودک نو + به موارد بالا لذت فارغ التحصیلی و شادی اینجانب بابت رضایت اساتید محترم راهنما و استاد بسیار محترم و فرهیخته داور را هم اضافه کنید. روز دفاعیه ام در لیست خاطرات زیبا و با شکوه و پرافتخار به...
ادامه
امروز
باور کنید هیچ لذتی شیرین تر از این نیست که شاگردهات برات تولد بگیرند. اونم در یک جمع فوق العاده صمیمی و دوستانه که ما را از یک کلاس خشک و رسمی دور میکنه. با نوای اولد سانگ و رنگ پامچال و کیک و فیل های صف کشیده و شال قرمز و چهارفصل ویوالدی و خفاش قرمزی که داره...
ادامه
آخرین روزهای پاییز 86
+ مدتی نخواهم بود....
ادامه
بدون عنوان
...
ادامه
سبز زرد
...
ادامه
وطن من
+ ممنون از ماه رقصان برای دعوت به بازی...
ادامه
سبز
کلاردشت- رودبارک 21 مرداد 86...
ادامه
راه
...
ادامه
شکرانه
گچسر- اردیبهشت 86 به شکرانه ی آواز باران و صدای دف و آسمان و خاک و زمزمه ی شبانگاهی باد و صبح روشن و عصر شیرین و سلام!...
ادامه
بدون عنوان
...
ادامه
خانه ی من 5
...
ادامه
خانه ی من 4
...
ادامه
خانه ی من 3
...
ادامه
خانه ی من 2
به : بهترین مان ِ آیینه گون...
ادامه
خانه ی من 1
+هذیانهای بعد از دو روز بیماری: در خانه ی تنهاییت جا تنها برای یک نفر است و این یک هرگز دو نخواهد شد اما بیرون از خانه ی تنهاییت یک نفر دو روز است منتظر است کاش این دو سه نشود...
ادامه
مرمر
به مرجان خوبم برای اردی بهشت پر گلش...
ادامه
گذار سپید
...
ادامه
عبور
...
ادامه
ایستگاه چهار
از مجموعه ی ایستگاه ایستگاه یک ایستگاه دو ایستگاه سه...
ادامه
باهم
بابلسر- فروردین 86 در "سپیدی" و در "خاکستری" نیز ... در لبخند "من" و در سکوت "تو" نیز... تا بگذری از خاکستری و رنگین شوی . . . + شعر نیست. نثر نیست... عکسه و حرف... برای دوست خوبی که لایق زیبایی هاست. نه در سکوت... نه در ترس... نه در تنهایی ... در حرکت و اعتماد....
ادامه
7:30 صبح بخیر
...
ادامه
دچار
...
ادامه
رویش
...
ادامه
بهارک
...
ادامه
به تو سلام می کنم
...
ادامه
نشان
...
ادامه
...
...
ادامه
با خیالی هیچ
...
ادامه
به تو و ناتاناییل
...
ادامه
...
ادامه