


اردی بهشت یعنی همه تولد و مرگ و تولد
کار و رنگ و کودک
یعنی دیدن دستهای رنگین یاسمین
و آبی غلیظ نگین
و زردی پاستل فرناز
یعنی خاطره ی یک ساعت با ناتالی
و لبهای کودکانه ماهی
+ بدرقه ی راه مرجان بهرامی بیست و نه ساله که قلبش ایستاد اما به همه ی ما هر شب پیامی رساند مملو از شادی و رقص. مثل اولین و آخرین باری که دیدمش و مملو از شور بود و احساس. روحت همیشه رقصان.
عکس که خیلی زیباست، ترکیب رنگ و قاببندی فوق العاده خوبی داره.
برای دوستتون هم متاسفم، همه روزی میریم، و من خیلی دوست دارم اون روز رو ببینم، برای خودم.
پوریا | پنجشنبه، ۹ خردادماه ۱۳۸۷، ۹:۳۰ صبح
سلام قشنگه
اما دلم خیلی گرفت
:(
اب | دوشنبه، ۱۰ تیرماه ۱۳۸۷، ۰:۰۸ بعدازظهر