


اکریلیک روی مقوا
+ نه ساله بودم که دنیا اومدی. با انگشتای صورتی کوچیکت. یادم نمیره که از ذوق دختر بودنت، از این که میشیم سه تا خواهر همه رو باخبر کرده بودم. تقریبا همه ی دبستانمون رو...
+ دیشب باورم نمیشد همون دختر کوچولوی نوزده سال پیش با همون دستها داره اولین کنسرتش رو برگزار میکنه . سازت دیشب توی دستهای تو پرشورترین بود... کوبش دف و افتخاری که همه ی ما به تو کردیم سپیده خوبم.
اتود زیبایی زدی...
غمی توی طرح هستش که من دوست دارم
-------------------------------
ممنون پوریا که حست رو گفتی
پوریا | جمعه، ۲۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۱:۱۲ بعدازظهر
آخرین بار یادمه در پرشین بلاگ بودید.
لینکِ اینجا را از "زنِ نارنجی" دیدم
خانه یِ نو مبارک!
:)
-----------------------
سلام دوست قدیمی :)
بسیار ممنون. یک سالی هست که به اینجا اومدم
اینجا خیلی راحت ترم :))
ممنون باز هم
مخلوق Creature | یکشنبه، ۲۶ اسفندماه ۱۳۸۶، ۶:۳۳ بعدازظهر
سلام!
ممنون از کامنت!
راست می گویید! نه فقط از یادداشتها که از کارهایتان هم می توان فهمید که به این نوع نگاره ها چندان علاقه ای ندارید.
جالب است! دوستِ ایشان (فروشنده یعنی) خودش هم نقاش بود و خودش هم سایت داشت که آدرسش چنین است:
http://www.rasoolsoltani.com/
دو دوست با دو نوع نقاشی کاملاً
متفاوت.
(:
ممنون از تبریکِ تابلودارشدن ام!
((((:
نوبهار شما هم پیشاپیش مبارک!
با بهترین آرزوها!
مخلوق
مخلوق Creature | چهارشنبه، ۲۹ اسفندماه ۱۳۸۶، ۱۰:۳۵ صبح
سلام :) مگه سپیده دف میزنه ؟؟؟ آفرین ن ن ن ن !!! از طرف من بهش تبریک بگو :* بابا تو خونتون خانه هنرمندان زدین که :)
---------------------------------------------
سلااااام :)
ببین چقدر از هم بیخبریم
هی میگم بیا اینجا برای همینه دیگه خانوم خانوما
:D
Anonymous | پنجشنبه، ۱ فروردینماه ۱۳۸۷، ۶:۳۵ صبح