بهاران
مادربزرگ شب سال نو خواب می بیند که سر کلاس مدرسه دیر رسیده. خانم معلم دعوایش کرده ... مادربزرگ بیست ساله که بوده معلم کلاس اول بوده . مادربزرگ انوشیروان روحانی را که در رنگارنگ می بیند بهش افتخار میکند چون شاگردش بوده . مادربزرگ دیروز مشکی اش را درآورده. مشکی روز اول عید شگون ندارد......
ادامه
تخم مرغ رنگی من
شب سال نو سارافن قرمز گردش رنگ ها روی تخم مرغ ترانه های فرانسوی سبزی پلو ماهی پیراهن صورتی کادوپیچ های رنگی طنین دلنشین شاتر دوربین بوم های سفید شادی حلقه ی پنج نفری...
ادامه
سپیده
اکریلیک روی مقوا + نه ساله بودم که دنیا اومدی. با انگشتای صورتی کوچیکت. یادم نمیره که از ذوق دختر بودنت، از این که میشیم سه تا خواهر همه رو باخبر کرده بودم. تقریبا همه ی دبستانمون رو... + دیشب باورم نمیشد همون دختر کوچولوی نوزده سال پیش با همون دستها داره اولین کنسرتش رو برگزار میکنه . سازت...
ادامه
کافه رودن - دو
...
ادامه
کافه رودن- یک
تهران- کافه رودن اول اسفند هشتاد و شش...
ادامه