


باور کنید هیچ لذتی شیرین تر از این نیست که شاگردهات برات تولد بگیرند. اونم در یک جمع فوق العاده صمیمی و دوستانه که ما را از یک کلاس خشک و رسمی دور میکنه. با نوای اولد سانگ و رنگ پامچال و کیک و فیل های صف کشیده و شال قرمز و چهارفصل ویوالدی و خفاش قرمزی که داره پرواز رو یاد میگیره و با همه ی صداهای دینگ اس ام اس که تولدت رو تبریک بگن. مرسی از همتون.
دوستتون دارم : شقایق عزیزم که وقتی باهات حرف میزنم و راه میرم خستگی رو نمیفهمم و تا فرمانیه که هیچ تا اون سر دنیا هم باهات پیاده میام، آنای مهربونم که خدا تو رو خلق کرده برای پاک بودن و کودکانه حس کردن، مرسده نازنینم که امیدوارم خوب باشی، مرضیه جونم با خنده های شیرینت ، سارای مهربونم با رنگهای پرمایه ی خودت، مرجان خوبم که به زودی میبینمت، دیبای کوچولوی دوست داشتنی ام اولین شاگرد پنج ساله و نیمه ی من که دوست داری شش سالت باشه و مامان مهربونت که تولدش مبارکه، سکینه خوبم که برات آسمانی پرستاره آرزو دارم، مریم عزیزکه الان داری لذت دفاعیه ات رو میچشی، روژیار نازم با اون پسر کوچولوی نوزادت هوداد و پدرام عزیز، رضا حمیده و مسیح عزیزم که روزهای خوبی باهاتون داشتم آزاده ی مهربون دوست دوازده سالگیم و فرزانه عزیز دوست سیزده سالگی.
و مرسی بابا مامان سمیرا سپیده خوب و نازنین برای امروز و امشب و ممنون خدای خوبم برای نعمتی به نام تولد .