یه کتاب داشتم که توش یه حلزون دوست داشت بزرگترین خونه ی دنیا رو داشته باشه . اسمش هم همین بود . بزرگترین خانه ی دنیا . بعد هی تعداد حلقه های خونه ی روی دوشش رو زیاد می کرد و چند تا هم تیکه ی فرعی بهش اضافه کرده بود . درست مثل کلیسای سن بازیل توی مسکو . گنبد های توت فرنگی شکل . آخرش این قدر خونه اش بزرگ می شد که نمی تونست دیگه حرکت کنه و تصویر آخر خونه ی خورد شده ی حلزون بود که دیگه قشنگ نبود . امید وارم خونه ات همیشه قشنگ و کوچیک بمونه و برای همه هم جا داشته باشه . حتمن نباید رفت توی اتاق ها و زیر سقف بود . بیرون هم می شه انگار نفس کشید . فعلن ...
یه کتاب داشتم که توش یه حلزون دوست داشت بزرگترین خونه ی دنیا رو داشته باشه . اسمش هم همین بود . بزرگترین خانه ی دنیا . بعد هی تعداد حلقه های خونه ی روی دوشش رو زیاد می کرد و چند تا هم تیکه ی فرعی بهش اضافه کرده بود . درست مثل کلیسای سن بازیل توی مسکو . گنبد های توت فرنگی شکل . آخرش این قدر خونه اش بزرگ می شد که نمی تونست دیگه حرکت کنه و تصویر آخر خونه ی خورد شده ی حلزون بود که دیگه قشنگ نبود . امید وارم خونه ات همیشه قشنگ و کوچیک بمونه و برای همه هم جا داشته باشه . حتمن نباید رفت توی اتاق ها و زیر سقف بود . بیرون هم می شه انگار نفس کشید . فعلن ...
ارنواز | سه شنبه، ۱۱ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۳:۲۳ بعدازظهر